May 1, 2012
همچون در یک فیلم گدار
همچون در یک فیلم گدار:
تنها در یک اتومبیل
در حال مسابقه در جاده های مرتفع نئو کاپیتالیسم لاتین
در حال بازگشت از فرودگاه
جایی که موراویا، خالص در میان چمدان هایش ماند
تنها در حال راندن آلفا رومئویش
زیر خورشیدی چنین آسمانی
غیرقابل بیان در قافیه هایی که مرثیه نیستند
زیباترین خورشید سال
همچون در یک فیلم گدار:
زیر چنین خورشید منحصر به فردی است
که هنوز از کانال بندر فیومی چیانو
پیوسته خون جاری است:
قایقی موتوری بی خبر باز می گردد
جاشوهای ناپلی
با لباس های ژنده شان
تصادفی در بزرگراه با جمعی اندک گرد آن
همچون در فیلم گدار
رمانتیسیم را دوباره کشف می کند
در دنیای کلبی مسلک نئو کاپیتالیسم
و ظلم
روی چرخ اتومبیل
در جاده به طرف فیومی چیانو
و من هم همچون گربه ای که او را زنده سوزانده باشند
یا که زیر چرخ های کامیونی رفته باشد
یا پسران جوان او را از درخت انجیر آویخته باشند
(پیر پائولو پازولینی. ترجمه پرویز جاهد)
April 18, 2012
صحرای سرخ آنتونیونی

صحرای سرخ، تجربی ترین فیلم آنتونیونی از نظر تصویری و صوتی است با شخصبت هایی تنها، مضطرب و پریشان که از خودبیگانگی آنها را به مرحله جنون رسانده.
فضاهای سرد و خاکستری و مه آلود (در این نخستین فیلم رنگی آنتونیونی)، چشم اندازهای طبیعی آلوده و انباشته از آهن پاره ها، لوله ها و دودکش ها، آب های گندیده و مسموم از فضولات صنعتی، بیماری های موهوم و کارگرانی که دست به اعتصاب زده اند، تکانه های نظام سرمایه داری اند که با از خود بیگانگی و افسردگی درمان ناپذیر جیولینا (مونیکا ویتی) و کورادو (ریچارد هریس) و ترس ها و اضطراب های موهوم جیولینا و نیازهای سرکوب شده او در ارتباطی ارگانیک اند.
آنتونیونی عمدا و آگاهانه، پلات را رها کرده و به شخصیت ها و فضاها می پردازد، با وسواسی خیره کننده در قاب بندی، رنگ آمیزی دیوارها و فضاهای داخلی و ساختن جهانی به شدت انتزاعی که کاراکترهای جن زده اش در آن پرسه می زنند و دنبال چاره ای برای غلبه بر بحران درونی و درمان دردهای التیام ناپذیر خود اند. اگرچه شیفتگی آنتونیونی در به تصویر کشیدن این چشم اندازهای صنعتی به زیباترین شکل ممکن، تا حدی نگاه اگزیستانسیالیستی و نقد او از جهان مدرن را تحت الشعاع قرار می دهد.
صحرای سرخ، تجربه ای ضد روایی، منحصر به فرد و تکرار نشدنی در سینماست.
March 30, 2012
سینمای ایران در سال 90
سینمای ایران در سال 1390 با فراز و نشیب های بسیاری همراه بود و روزهای تلخ و شیرینی را از سر گذراند.
سال 1390 سال انحلال خانه سینما، سال تشکیل سازمان سینمایی به جای معاونت سینمایی، سال دستگیری و ممنوع الخروج شدن سینماگران و سال درخشش و موفقیت جهانی و برنده شدن ایران در اسکار و گلدن گلوب و اخبار خوش و ناگوار بسیار دیگر بود.
گیشه و کمدی های پرفروش
با اینکه گزارش ایسنا از فروش سالانه فيلمها در سينماهای تهران در سال گذشته (21 ميليارد و 580 ميليون تومان)، نشان می دهد که اين میزان، نسبت به سال 89 با 38 درصد و نسبت به سال 88 با 12 درصد افزايش روبرو بوده، با این حال بیشتر موفقیت ها در گیشه مربوط به فیلم های کمدی از نوع "اخراجی ها 3"، "شیش و بش" و ورود آقایان ممنوع" بود و فيلمهای دیگر، اکثرا در اكران شكست خوردند.
متاسفانه منبع دقیق و معتبری برای باخبر شدن از آمار دقیق فروش فیلم ها در سینمای ایران (در سطح کشوری) وجود ندارد و آماری که از سوی بنیاد سینمایی فارابی (تنها منبع دولتی و رسمی) اعلام می شود، تنها در بردارنده فروش فیلمها در تهران است و فروش فیلم در کل کشور را شامل نمیشود. آمارهای اعلام شده از سوی خبرگزاری های رسمی نیز تفاوت های چشمگیری با هم دارند و به همین دلیل اعتماد کردن به آنها تا حد زیادی دشوار است. بنابراین در اینجا سعی شده که آمار فروش فیلم های ایرانی در سال گذشته، برآیند آمارهای ارائه شده از بنیاد فارابی و چند منبع رسمی دیگر از جمله خبرآنلاین و خبرگزاری ایسنا باشد.
فیلم "اخراجي ها3 " ساخته مسعود ده نمکی که به دنبال موفقیت و فروش بالای قسمت های اول و دوم این فیلم در گیشه ساخته شد، با فروش پنج میلیارد و 900 میلیون تومانی در سینماهای تهران و شهرستانها، صدرنشین اکران سال 1390 شد. فروش این فیلم در سینماهای تهران، دو میلیارد و 300 میلیون تومان و در شهرستانها، 3 میلیارد و 600 میلیون تومان بوده است. با ان حال بر اساس گزارش ایسنا، این فیلم، به عنوان پرمخاطبترين فيلم سال، تنها توانست 3.6 درصد از جمعيت كل كشور را به سينماها جذب كند.
رتبه دوم جدول پرفروش ترین فیلم های سال گذشته، به فیلم کمدی "ورود آقایان ممنوع" ساخته رامبد جوان اختصاص دارد. این فیلم در تهران دو میلیارد و 410 میلیون تومان و در شهرستانها، یک میلیارد و 450 میلیون تومان فروخت و مجموع فروش آن به 3 میلیارد و 860 میلیون تومان رسید.
فیلم "جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی، علیرغم همه موفقیت های بین المللی آن از جمله موفقیت در اسکار و گلدن گلوب، نتوانست در رتبه اول یا دوم جدول فیلم های پرفروش سال گذشته قرار گیرد و با فروش سه میلیارد و 100 میلیون در تهران و شهرستان ها، در مقام سوم فیلمهای پرفروش سال گذشته قرار گرفت.
فیلم کمدی "شیش و بش" به کارگردانی بهمن گودرزی هم توانست با فروش دو میلیارد تومان در رتبه چهارم این جدول قرار گیرد. پس از آن فیلم "سعادتآباد" ساخته مازیار میری با فروش یک میلیارد و 400 میلیون تومان در رده پنجم، "یه حبه قند" ساخته رضا میرکریمی با فروش یک میلیارد و 250 میلیون تومان در رده ششم، "مردان مریخی، زنان ونوسی" به کارگردانی کاظم راستگفتار با فروش یک میلیارد و 88 میلیون تومان در رده هفتم، "اخلاقتو خوب کن" ساخته مسعود اطیابی با فروش یک میلیارد و 50 میلیون تومان در رده هشتم جدول پرفروش ترین فیلم های سال 90 قرار دارند.
فیلم "راه آبی ابریشم" به کارگردانی محمدرضا بزرگنیا که یکی از پر هزینهترین فیلمهای تولید شده در سال گذشته بود و تصور می شد که با داشتن بازیگران سرشناسی چون عزت الله انتظامی، رضا کیانیان، داریوش ارجمند، پگاه آهنگرانی و بهرام رادان و برخی جذابیت های بصری دیگر، به فروش بالایی دست پیدا کند، تنها 293 میلیون تومان فروخت و نتوانست حتی سرمایه بخش دولتی یعنی بنیاد سینمایی فارابی را هم بازگرداند و توقعاتی را که از آن انتظار میرفت، برآورده سازد.
انحلال خانه سینما
انحلال و بسته شدن خانه سینما یکی از ناگوارترین اتفاق هایی بود که در طول سی سال تاریخ سینمای بعد از انقلاب در ایران اتفاق افتاد.
سرانجام پس از مدت ها کشمکش بین خانه سینما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هیئت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی این وزارتخانه، روز سهشنبه ۱۳ دیماه، دستور انحلال خانه سینما را صادر کرد.
خانه سینما، بزرگترین نهاد صنفی سینماگران ایران است که در سال ۱۳۶۵ برای بهبود وضعیت رفاهی و صنفی شاغلان سینما تاسیس شد و فعالیت رسمی خود را سال ۱۳۷۲ آغاز کرد. این نهاد نیمه مستقل و غیر دولتی، در دو سال گذشته، بر سر سیاستهای سینمایی با وزارت ارشاد اختلاف نظر داشته است.
وزارت ارشاد با صدور "دستور انحلال" خانه سینما، استمرار فعالیت این تشکل صنفی را "فاقد وجاهت قانونی" اعلام کرد.
پیشتر وزارت ارشاد از خانه سینما شکایت کرده و اساسنامه جدید این تشکیلات سینمایی را که در سال ۱۳۸۷ تصویب شده بود و همچنین فعالیتهای این موسسه را "غیرقانونی" خوانده و خواهان جلوگیری از این فعالیت ها و همچنین ابطال اساسنامه آن شده بود.
محمد حسینی، وزیر ارشاد روز 14 دی ماه در یک برنامه زنده تلویزیونی، درباره انحلال خانه سینما گفته بود: " مرور زمان یک کار غیرقانونی را قانونی نمیکند. بیش از دو سال در این مسئله همراهی کردیم و سعی کردیم بحث رسانهای نشود، اما توجه نشد و موضوع این چنین پیش رفت."
انحلال خانه سینما، در ادامه تلاش بی امان دولت (معاونت سینمایی وزارت ارشاد) در طی سال های اخیر برای کنترل همه جانبه سینمای ایران و دولتی کردن آن صورت گرفت. مدیران خانه سینما و بسیاری از سینماگران مستقل، ادعای وزارت ارشاد و معاونت امور سینمایی در مورد نداشتن "وجاهت قانونی" خانه سینما و اساسنامه آن را تنها بهانه ای برای حذف نهاد های مستقل و دولتی کردن کامل سینما در ایران می دانند.
در ظرف چند سال گذشته، مسئولان معاونت سینمایی و ارشاد، بارها سینماگران مستقل و اعضای خانه سینما را به همدستی با بیگانگان، سیاه نمایی و اقدام علیه امنیت ملی متهم کردند. فیلمسازان مستند به جرم نمایش فیلم هایشان در بی بی سی، دستگیر و زندانی شدند و مسئولان سینمایی وزارت ارشاد نیز همصدا با مقامات امنیتی، آنها را محکوم کرده و خواهان مجازات آنها شدند.
سازمان سینمایی و جایگاه آن
به دنبال انحلال خانه سینما، سید محمد حسینی٬ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، آغاز به کار ارگان دولتی جدیدی به نام "سازمان سینمایی" را اعلام کرد که به گفته او، با هدف مقابله با " جنگ نرم و فرهنگی" تشکیل شده است. این سازمان که زیر نظر رئیس جمهور اداره میشود، در واقع همان "معاونت سینمایی وزارت ارشاد" است و در زیر مجموعه این وزارتخانه باقی خواهد ماند اما به گفته آقای وزیر، از "استقلال نسبی" هم برخوردار بوده و بودجه مستقل خود را خواهد داشت.
علیرضا سجادپور، مدیرکل اداره نظارت بر نمایش وزارت ارشاد روز دوم دی ماه در برنامه تلویزیونی هفت اعلام کرد که برنامه معاونت سینمایی، انحلال خانه سینما و جمع کردن صنوف سینمایی زیر سقف جدیدی به نام "سازمان سینمایی" است که تشکلی صددرصد دولتی است.
طرح تشکیل سازمان سینمایی کشور از اواخر سال 89 و به دنبال شدت گرفتن اختلاف بین خانه سینما و معاونت سینمایی وزارت ارشاد مطرح شد و سرانجام در تیر ماه سال 90 تشکیل این سازمان به طور رسمی به تصویب دولت رسید.
مدت هاست که رابطه دولت با سینماگران در ایران به رابطه ای یک سویه بدل شده و مسئولان سینمایی به عنوان سیاست گذاران سینمای کشور، از سینماگران توقع دارند که چشم و گوش بسته، مطیع اوامر و بخشنامه های آنها باشند. به اعتقاد برخی از سینماگران، تاسیس سازمان سینمایی در واقع گامی در جهت دولتی کردن کامل سینما و محدود کردن سینمای مستقل در ایران است.
به گفته ابوالحسن داوودی، کارگردان و از مسئولان سابق خانه سینما، تشکیل سازمان سینمایی، باعث ایجاد محدودیتهای بیشتر، انحصار فعالیتها در دست یک ارگان و ایجاد کانونهای قدرتمند در پیرامون آن خواهد شد. داوودی در انتقاد از ایده وزارت ارشاد برای تشکیل سازمان سینمایی گفت:"در شرایطی که تعاریف عام پذیرفته شدهای در فضای فرهنگی کشور از قوانین وجود ندارد، قانونی کردن و متعهد کردن یک طرفه برخی مسائل در قالب یک سازمان دولتی به صلاح سینماگران نیست."
بهمن فرمان آرا کارگردان سرشناس سینمای ایران نیز تنها دلیل ایجاد "سازمان سینمایی" را "تسویهحساب با خانه سینما و اصناف زیرمجموعه آن" دانسته و در یادداشت خود خطاب به وزیر ارشاد نوشت: " ایجاد یک سازمان جدید از صفر درد اصلی سینمای ما را درمان نمیکند، چون درد اصلی سینمای ما ندانمکاری معاونت سینمایی است و بس".
در حال حاضر جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد، مسئولیت "سازمان سینمایی" را به عهده دارد.
درخشش جهانی سینمای ایران
سرانجام پس از سال ها انتظار، اصغر فرهادی، سینماگر خلاق ایرانی، توانست با فیلم موفق و تاثیرگذار خود، "جدایی نادر از سیمین"، بعد از کسب موفقیت در گلدن گلوب و ده ها محافل سینمایی معتبر بین المللی دیگر، جایزه اسکار را برای سینمای ایران به ارمغان آورد.
سینمای ایران، علیرغم موفقیت های جهانی آن، کمتر این بخت را داشت که وارد بازار جهانی فیلم شود و بتواند سرمایه های جهانی را نیز جذب بازار داخلی کند. موفقیت جهانی سینمای ایران قبل از موفقیت فیلم فرهادی، بیشتر در فضای محدود جشنواره های سینمایی و محافل هنری سینمای جهان بوده و کمتر فیلمی از ایران داشتیم که پخش کننده وسیعی در سطح فیلم «جدایی نادر از سیمین» داشته باشد و همزمان در سینماهای اروپا و آمریکا به نمایش عمومی درآید، تا این حد مورد استقبال عامه سینمارو قرار گیرد و این همه نقد و مطلب درباره آن منتشر شود.
جایزه اسکار و موفقیت های جهانی دیگر فرهادی، علاوه بر آنکه بیانگر ظرفیت های بالای سینمای ایران بود، ثابت کرد که سینمای مستقل و اندیشمندانه ایران، علیرغم فشارها، محدودیت ها و موانع سخت داخلی، همچنان به حیات خود ادامه می دهد و می تواند در عرصه حهانی بدرخشد و افتخارآفرین باشد.
سی امین جشنواره فیلم فجر
خشم و نارضایتی و سرخوردگی سینماگران ایرانی از انحلال خانه سینما به وسیله دولت، باعث نشد که آنها در اعتراض به این اقدام دولت، جشنواره دولتی فیلم فجر را تحریم کرده و از شرکت در آن خودداری کنند و برخلاف آنچه که تصور می شد، سی امین دوره جشنواره فیلم فجر، اگرچه در فضایی ملتهب و دلسردکننده اما با حضور فعال و گسترده فیلمسازان ایرانی برگزار شد.
جشنواره فجر، جشنواره ای کاملا دولتی است اما علیرغم دولتی بودن و حاکمیت نگاه ایدئولوژیک و سیاسی بر آن، هنوز مهم ترین رویداد سینمایی در ایران محسوب می شود و به نوعی ویترین سینمای ایران در طی یک سال به حساب می آید و مهم ترین فیلم های تولید شده در طی یک سال را می توان یک جا در آنجا به تماشا نشست و به ارزیابی وضعیت کمی و کیفی سینمای ایران پرداخت.
در سال گذشته 32 فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر که مهم ترین بخش این جشنواره و در واقع کارنامه یک سال فعالیت سینماگران ایرانی است، به نمایش درآمد.
داریوش مهرجویی با فیلم «نارنجیپوش»، فرزاد موتمن با فیلم «بیداری»، مانی حقیقی با « پذیرایی ساده»، خسرو معصومی با فیلم «خرس»، رسول صدر عاملی با فیلم «در انتظار معجزه»، مهدی صباغ زاده با فیلم «راه بهشت»، همایون اسعدیان با فیلم «بوسیدن روی ماه»، حسن فتحی با فیلم «یک روز دیگر»، سامان مقدم با فیلم «یک عاشقانه ساده»، مهدی کرم پور با فیلم «پل چوبی»، عبدالرضا کاهانی با فیلم «بیخود و بیجهت»، علی مصفا با «پله آخر» و سامان سالور با فیلم «آمین خواهم گفت»، در بخش مسابقه شرکت داشتند.
در بخش نگاه نو نیز که اختصاص به فیلم های اول و دوم فیلمسازان دارد، 22 فیلم به نمایش درآمد که از میان آنها می توان به فیلم های "آزمایشگاه" نخستین ساخته حمید امجد، "برف روی کاجها"، به کارگردانی پیمان معادی، "بغض" ساخته رضا درمیشیان، "پیشونی سفید" ساخته سیدجواد هاشمی، "تهران1500" به کارگردانی بهرام عظیمی، "دزدان خیابان جردن" ساخته وحید اسلامی و "رضا هرگز نمیخوابد" ساخته رضا عطاران، اشاره کرد.
از سوی دیگر، مسئولان سینمایی با نمایش تعدادی از فیلم های برجسته سال گذشته سینمای جهان مثل "اسب تورین" بلاتار، "درخت زندگی" ترنس مالیک و همچنین "هیوگو" مارتین اسکورسیزی، سعی کردند علاقمندان بسیاری را که حسرت تماشای این فیلم ها بر پرده بزرگ سینما را دارند، به جشنواره کشانده و به اصطلاح تنور آن را داغ تر سازند.
در سی امین دوره جشنواره فیلم فجر، یدالله صمدی، مجید انتظامی، داوود میرباقری، ابوالقاسم طالبی، احمدرضا معتمدی، داوود رشیدی، علیرضا رئیسیان، اسفندیار شهیدی و جمال شورجه، فیلم های بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) را داوری کردند.
ممیزی و توقیف فیلم ها
سخت گیری و تاخیر طولانی وزارت ارشاد در صدور مجوز نمایش برای فیلم ها، اضافه شدن تعداد فیلم های توقیفی و محدودیت های ایجاد شده از سوی اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد، از مسائل مهم و بحث برانگیز سال گذشته و یکی از دلایل مهم نارضایتی فیلمسازان و تهیه کنندگان ایرانی از سیاست های سینمایی وزارت ارشاد بود.
به دلیل همین سیاست ها، برخی از فیلمهای مطرح تولید شده در سال گذشته از جمله فیلم های "گزارش یک جشن" ساخته ابراهیم حاتمیکیا و "خیابانهای آرام" ساخته کمال تبریزی، به خاطر داشتن مشکلات ممیزی، مجوز نمایش به آنها داده نشد و در نتیجه رنگ پرده را به خود ندیدند.
"گزارش یک جشن" آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیاست که در بیست ونهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و مضمونی اجتماعی و انتقادی دارد. رضا کیانیان، مریلا زارعی، رویا تیموریان، طناز طباطبایی و داریوش ارجمند از جمله بازیگران این فیلم اند.
با این حال در سال قبل، برخی از تولیدات سینمای ایران که در سال های گذشته به دلیل داشتن مشکلات ممیزی توقیف شده بودند، از توقیف درآمده و به روی پرده رفتند. از جمله این فیلم ها، فیلم "شبانه روز" ساخته کیوان علی محمدی و امید بنکدار بود که سال ها اجازه نمایش نداشت اما سرانجام در سال گذشته برای آن پروانه نمایش صادر شد.
وزارت ارشاد همچنین، علاوه بر فیلم "شبانه روز"، پروانه نمایش فیلم های "سفر سرخ" به کارگردانی حمید فرخنژاد و "صد سال به این سال ها" ساخته سامان مقدم را پس از مدت ها توقیف، صادر کرد.
این فیلم که در ژانر جنگ ساخته شده، داستان تعدادی از نیرویهای مردمی است که در روز سقوط خرمشهر، به همراه دو مجروح و دو پرستار و گروهی از مردم به قصد خروج از شهر به پلی می رسند که به دست نیروهای ارتش عراق افتاده است.
فیلم "صد سال به این سال ها" به کارگردانی سامان مقدم (کارگردان "کافه ستاره") نیز پنج سال قبل در سال ۱۳۸۶ ساخته شد اما به دلایل متعدد توقیف شد.
فیلم "زندگی با چشمان بسته" به کارگردانی رسول صدرعاملی نیز پس از دو سال وقفه سرانجام در تهران به نمایش درآمد.
زندانی و ممنوع الخروج کردن سینماگران
در سال نود، بیکاری و خانه نشینی برخی از سینماگران مطرح سینمای ایران از جمله جعفر پناهی به دلیل دیدگاه های انتقادی یا سیاسی آنها ادامه یافت و تعدادی از بازیگران زن و چند سینماگر مستند نیز به بهانه های امنیتی، دستگیر و زندانی شدند.
اعلام صدور حکم قطعی برای جعفر پناهی و محمد رسولاف، شاید بعد از خبر انحلال خانه سینما، ناگوارترین خبر برای اهالی سینمای ایران بود. دو فیلمسازی که با فیلم هایشان، اعتبار بسیاری در عرصه جهانی برای سینمای ایران کسب کردند اما به اتهام "اقدام علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام" به زندان و محرومیت از فیلمسازی محکوم شدند.
مهناز محمدی (مستند ساز)، پگاه آهنگرانی (بازیگر سینما)، مرضیه وفامهر (بازیگر تئاتر و سینما)، از جمله زنان سینماگری بودند که در سال گذشته به اتهام ساختن فیلم های بدون مجوز یا بازی در فیلم های "غیرقانونی" دستگیر و زندانی شده اما پس از مدتی به صورت مشروط و با سپردن وثیقه از زندان آزاد شدند.
در سال گذشته همچنین، پنج مستندساز (هادی آفریده، شهنام بازدار، ناصر صفاریان، محسن شهرنازدار و مجتبی میرطهماسب) و یک تهیه کننده (کتایون شهابی) نیز به اتهام همکاری با بخش فارسی بی بی سی، روانه زندان شدند اما آنها نیز پس از مدتی به صورت مشروط و با قید وثیقه آزاد شدند.
به دنبال دستگیری این افراد، بی بی سی فارسی با انتشار بیانیه ای، همکاری این سینماگران با بی بی سی را رد کرد و اعلام کرد که آنها «مستندسازانی مستقل هستند که آثارشان در جشنواره ها و سایر رویدادهای بین المللی به نمایش درآمده است و تلویزیون بی بی سی فارسی به شیوه رایج برنامه آپارات (مخصوص پخش فیلم های مستند)، حق پخش این فیلم ها را خریده... وسفارش ساخت شان را نداده بود."
از سوی دیگر، بهمن فرمانآرا، کارگردان و تهیهکننده سینمای ایران نیز به دنبال انتقادات شدیدش از وضعیت سینما در ایران، ممنوعالخروج شد اگرچه دلایل ممنوع الخروج شدن آقای فرمان آرا هرگز به صورت رسمی اعلام نشد.
پسر الیور استون در ایران
یکی از جنحالی ترین رویدادهای سینمایی سال نود، سفر ناگهانی شان استون پسر الیور استون کارگردان مطرح سینمای آمریکا و سازنده آثاری چون "جوخه"، "جی اف کی"، "وال استریت"، "متولد چهارم جولای" و "نیکسن" و "دبلیو" به ایران بود.
حضور شان استون در ایران و انتقاداتش از هالیوود و نظام سیاسی آمریکا و در ادامه آن، مسلمان شدن اش و تغییر نامش به "شان علی استون"، مورد بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی وسیع مسئولان دولت و رسانه های دولتی در ایران قرار گرفت.
شان استون همچنین اعلام کرد که قصد دارد فیلمی در مورد "مولانا" بسازد که به گفته او پروژه ای چند میلیون دلاری است و فعلا در مرحله پیشتولید است.
درگذشتگان سینمای ایران
در سال نود، چند تن از سینماگران ایرانی روی در نقاب خاک کشیدند. از میان آنها فرانک میری، بازیگر جوان سینما و تئاتر بود که بر اثر سکته قلبی درگذشت. فرانک میری بیشتر در زمینه تئاتر فعالیت داشت امادر چند فیلم سینمایی از جمله "پرونده هاوانا" ساخته علیرضا رئیسیان و "جایی برای زندگی" به کارگردانی محمد بزرگنیا نیز بازی کرده بود.
رضا بدیعی، کارگردان ایرانی مقیم آمریکا نیز یکی دیگر از درگذشتگان سال گذشته بود که در سن ۸۱ سالگی در شهر لس آنجلس آمریکا از دنیا رفت.
رضا بدیعی نخستین ایرانی ای بود که پا به سینمای هالیوود گذاشت و توانست در سیستم سینمایی و تلویزیونی آمریکا جای مهمی برای خود دست و پا کند. او سازنده سریال های پرطرفدار و محبوب تلویزیونی مثل "بالاتر از خطر"، "مرد شش میلیون دلاری" و "هاوایی فایو او" بود.
عبدالله بوتیمار، بازیگر قدیمی سینمای ایران نیز به دنبال سکته مغزی و مدت ها ماندن در وضعیت کما، سرانجام روز ۲۷ دی ماه درگذشت.
بوتیمار از پرکارترین بازیگران دهه های چهل و پنجاه سینمای ایران بود و در ۴۷ فیلم سینمایی بازی کرد. او با برخی از کارگردان های پرکار و مطرح سینمای فارسی از جمله ساموئل خاچیکیان، اسماعیل ریاحی، اسماعیل پورسعید و رضا صفایی همکاری داشت و شهرت او به خاطر ایفای نقش در فیلم های پلیسی و جنایی دهه چهل و پنجاه سینمای ایران بود.
"دلهره"، "ضربت"، "یک قدم تا مرگ"، "اضطراب"، "دزد سیاهپوش"، "سرسام"، "بی عشق هرگز"، "شیطان در می زند"، "جاده مرگ"، "موسرخه" و "عصیان"، از جمله معروف ترین فیلم هایی است که بوتیمار در آنها بازی کرده است.
شاه علی سرخانی، بازیگر سینما و تلویزیون که آخرین فیلمش "آلزایمر"، چند روز قبل ازمرگش روی پرده سینماها بود، به دنبال یک تصادف، در بیمارستان مدائن تهران درگذشت. دختر شاه پریون، دوشیزه، نغمه، هفت پرده و فصل پنجم، از جمله فیلم هایی است که شاه علی سرخانی در آنها بازی کرده بود. سرخانی علاوه بر سینما در سریال های تلویزیون هم بازی کرد و آخرین نقش او در فیلم تلویزیونی "رقص روی یخ" به کارگردانی مجید اسماعیلی بود.
علیرضا احمد زاده، منتقد و نویسنده تئاتر و سینما هم در شهریور ۱۳۹۰بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت. کتابهای "تدوینگران سینما"، "آهنگسازان فیلم"، "راشومون"، "فرهنگ واژگان سینما"، "فرهنگ واژگان تئاتری" و نمایشنامههای "شبانه"، "استخوان، فالخن و چیزهای دیگر"، "فکر کردن ممنوع" از نوشته های منتشر شده علیرضا احمدزاده است.
مجید فروغی، بازیگر قدیمی تئاتر ایران نیز به دنبال یک دوره طولانی بیماری، در آبان ماه۱۳۹۰ در بیمارستان بوعلی تهران از دنیا رفت. فروغی متولد ۱۳۴۰ بود و در کارنامه حرفه ای او، همکاری با هنرمندانی چون مجید جعفری، هوشنگ حسامی، عنایت بخشی ، علی نصیریان، افشین هاشمی، جمشید جهان زاده، سیدجواد هاشمی، و داوود فتحعلی بیگی به چشم میخورد.
March 19, 2012
کارنامه سال نود
برمی گردم و به پشت سر و سالی که گذشت نگاه می کنم. چه سالی بود این سال نود برای اهل سینما! سالی که خانه سینما منحل شد و داغ آن بر دل زحمتکشان سینمای ایران ماند. سالی که با موفقیت های بین المللی فرهادی و فیلمش خوشحال شدیم و با جایزه هایش در اسکار و گولدن گلوب، فریاد شادی کشیدیم و اشک شوق ریختیم.
برای من اما سالی که گذشت با اینکه سال بسیار سختی بود اما در مجموع از آن راضی ام. اگر بخواهم جمع بندی درست و منصفانه ای از کارنامه خودم در سال نود داشته باشم، در مجموع آن را مثبت می بینم. سالی که توانستم چند فیلم و پروژه نیمه تمام را به سرانجام برسانم و خود را از فکر آنها خلاص کنم.
دلم می خواست برای فیلم ها و طرح هایی که در سر دارم، بودجه ای در اختیار داشتم تا با خیال راحت تر کار می کردم و نگران تامین معاش و غم نان نبودم اما مگر می شود؟
همچنین ایده انتشار مجله ای سینمایی به نام «سینما- چشم» به صورت آن لاین را که سال ها در ذهن داشتم، به اجرا درآوردم که با استقبال بسیاری از دوستان نویسنده، منتقد و پژوهش گرم روبرو شد و امیدوارم که در سال آینده نخستین شماره آن را منتشر کنم.
