به ياد اکبر رادی
از درگذشت اکبر رادی بسيار متاسف شدم. واقعا که رويدادی اسفناک برای تئاتر ايران است. رادی از قله های ادبيات نمايشی معاصر ايران بود. درام نويسی با ايده های نمايشی جذاب، موقعيت هايی دراماتيک، شخصيت هايی واقعی و دوست داشتنی و زبانی منحصر به فرد در ميان نمايشنامه نويسان ايرانی. از بنيانگذاران ادبيات نمايشی مدرن در ايران و نويسنده ای که تئاتر ايران بسيار به او و آثارش مديون است. آثار رادی در طی پنج دهه بيانگر تضادها و بحران های اجتماعی جامعه متلاطم ايران در عصر مدرن و افت و خيزهای انسان ايرانی بود. او نويسنده ای با هويت و صاحب سبک بود و نمايشنامه هايش پيوند عميقی با تاريخ و فرهنگ و زبان و ادبيات فارسی دارند. در وضعيتی نيستم که بيشتر از او بنويسم اما مي خواهم با آوردن يادداشتی کوتاه اما بسيار عميق از بهرام بيضايى که به مناسبت زادروز اكبر رادی نوشته است، ياد او را گرامی بدارم:
»دهم مهرماه، سربلند است كه زادروز اكبر رادى باشد؛ و من زندگى اين جهانى نويسنده اى چون او را، به نمايش امروز ايران شادباش مى گويم. قلم وامدار وى است؛ و زبان امروز بى آزمون هاى او چالشى سترگ را كم داشت. در قحط نمايش _ چه خواندنى، چه ديدنى، چه آموختنى _ آغاز كرد، و بيش از چهار دهه بى چشمداشت، با خويش باورى گسست ناپذير، و يقينش به فرهنگ و نمايش، بر پاى خود، در برابر آينده اى بى چشم انداز، استوار ايستاد. نرمى و سختى، بردبارى و بى تابى، باريك بينى و تيزنگرى، در او با هم يكى شدند تا با زبانى هر بار پيراسته تر و پرتوان تر، دريچه هاى بسته نمايش امروزى را يكى يكى به روى ما بگشايد. آرزو مى كردم به جاى هر شادباش، در اين زادروز فرخنده، نمايشى از او بر صحنه بود. مديران خوابند!»
درگذشت اکبر رادي را به جامعه ادبي و نمايشي ايران صميمانه تسليت مي گويم.
Posted by parvizj at December 27, 2007 4:34 AM
| TrackBack