به مناسبت صد سالگی جنبش فوتوريسم

اين نمايشگاه، مهم ترين آثار هنرمندان برجسته فوتوريست اروپايی از نقاشان و مجسمه سازان ايتاليايی مثل اومبرتو بوچيونی، جياکومو بالا، کارلو کارا، لوئيجی روسولو، جينو سورينی، تا هنرمندان فرانسوی مثل برادران دوشان، فرنان لژه و سونيا دلونی تا ناتاليا گونچاروا، ليوبوف پوپووای روسی و ديويد بومبرگ بريتانيايی را به نمايش گذاشت. همين طور برخی کارهای پابلو پيکاسو هنرمند کوبيست اسپانيايی، و ژرژ براک نقاش کوبيست فرانسوی نيز که در ارتباط تنگاتنگ با اين جنبش بودند، نيز جزئی از کارهای به نمايش درآمده در اين نمايشگاه بود.
به همين مناسبت برنامه اسلايد شويی برای جديد آن لاين تهيه کردم که می توانيد اينجا تماشا کنيد.
اين نوشته نيز متن کامل نوشته ای است که در جديد آن لاين به طور خلاصه منتشر شد.
پيشگامان فوتوريسم

فوتوريسم يا فيوچريسم از ريشه «فوتور» يا «فيوچر» (future) به معنی «آينده گرايی»، مكتبی ادبی و هنری است که ابتدا در سال ۱۹۰۹ با بيانيه ادبی فيليپو ـ توماسو مارينتي (Filippo-Tommaso Marinetti) شاعر و نويسنده ايتاليايی به عنوان نظريه پرداز و بنيانگذار فوتوريسم در ايتاليا بنا نهاده شد و به دنبال آن درفرانسه، روسيه و بريتانيا گسترش يافت.
فوتوريست ها عاشق حرکت، سرعت، سروصدا، هياهو، صنعت، ماشين، آلودگی و شهرها بودند و اين چيزها بود که آنها را به هيجان می آورد.
هنرمندان فوتوريست، ديناميسم و حرکت را نه تنها در ماشين و چرخ جستجو می کردند بلکه عضلات انسانی و انرژی و جنبشی که در آن بود نيز آنها را بر می انگيخت.
مارينتی در بيانيه خود خواهان ويرانی همه نهادهای فرهنگی مثل موزه ها و کتابخانه ها که ارزش ها و دستاوردهای فرهنگی و تاريخی گذشته را پاس می داشتند، شد.
وی در اين بيانيه، جسارت، شجاعت و طغيان را عناصر ضروری شعر خود معرفی کرد.
اومبرتو بوچيونی نقاش ، پيكره سازو نظريه پرداز ايتاليايي از پيشگامان جنبش فوتوريسم بود که برخی از مهم ترين آثارش در نمايشگاه تيت مدرن به تماشا گذاشته شده بود.
بوچيونی خيلی زود تحت تاثير بيانيه فوتوريسم مارينتی در شعر قرار گرفت و نخستين بيانيه فوتوريست ها در نقاشی و به دنبال آن «بيانيه ي فني نقاشان فوتوريست» را در سال 1912انتشار داد.
در اين بيانيه که خطاب به هنرمندان جوان ايتاليايی انتشار يافت، آمده است:
« ما عليه پرستش بزدلانه بوم های قديمی، مجسمه های کهنه و اشيا خنز پنزری و عليه هرچيز مبتذل و کرم خورده و زنگ زده در اثنای زمان، طغيان خواهيم کرد. »
نقاشان فوتوريست در بيانيه خود خواستار نابودی فرهنگ گذشته، دلبستگی به عتيقه ها، فضل فروشی هنری و فرماليسم دانشگاهی شدند.
بوچيونی به همراه گروه ديگری از پيروان فوتوريسم، در نخستين نمايشگاه آثار فوتوريست ها که در گالری برنهايم در پاريس برپا شد، شركت كرد.
تحرک، پويايی و سرعت از شاخصه های اصلی آثار بوچيونی و هنرمندان ديگر فوتوريست بود که به خوبی در اثر مشهور او يعنی مجسمه برنزی « فرم های يگانه تداوم در فضا» که در سال 1913 خلق کرد، قابل پی گيری است.
اين مجسمه كه از جمله شاهكارهای هنر مدرن است، معنايي را كه در ذات يك شی معمولي نهفته است، عيان مي كند.
حالت های ذهن، نام تابلوی سه لتی از بوچيونی است که در اين نمايشگاه به تماشا گذاشته شده بود. تابلويی که بوچيونی آن را در سال 1911 بعد از ديدار خود از پاريس در سه قسمت نقاشی کرد: خداحافظی، آنها که می روند و آنها که می مانند.
زمانی که نقاشان ايتاليايی فوتوريست وارد پاريس شدند، شور و نشاط، رنگ، جنب و جوش و هيجان حاکم بر فضای کاباره های پاريس، آنها را به شدت تحت تاثير قرار دارد. در همين دوره بود که کاباره به يکی از سوژه های اصلی سورينی و نقاشان ديگر فوتوريست تبديل شد.
سرعت، حرکت و ديناميسم را يک جا می توان در تابلوی رقص پان پان در کاباره مونيکو اثر جينو سورينی مشاهده کرد. تابلويی در ابعاد بسيار بزرگ با رنگ ها و فرم های چشمگير.

فوتوريست ها برخلاف رمانتيک ها و امپرسيونيست ها، به طبيعت بی اعتنا بودند و در آثارشان از تصوير کردن مناظر طبيعي مثل جنگل، كوه و دريا پرهيز می کردند. به جای آن تاکيد آنها بر جلوه ها و مظاهر تمدن صنعتی و شهر بود که برای آنها نمادی از مدرنيته و پيشرفت بود. شهری که مامن و پناهگاه انسان بی قرار، شجاع و پرتکاپوی دنيای صنعتی بود.
تابلوی « تشييع جنازه آنارشیستی به نام گالی » اثر کارلو کارا(1911)، همه آنچه را که فوتوريست ها در بیانیه خود دنبال آن بودند، در خود دارد. کارا اين تابلو را بعد از کشته شدن گالی، جوان آنارشيست ايتاليايی که در اعتصاب سال 1904 به وسيله پليس در خيابان های ميلان کشته شد، تصوير کرده است.
ويژگی مهم اين نقاشی و نقاشی های مشابه آن، اين بود که به شکلی انتزاعی و جدا از پس زمينه های سياسی و اجتماعی، تصوير شده است.
جمعيت انبوه و توده های بی شکل و بی هويت در تابلوی «شورشی» اثر لوئيجی روسولو نيز نمونه ديگری است که خشونت انقلابی را در فرم های آبستره ارائه کرده است.
کوبيسم و فوتوريسم
يکی از بخش های اصلی اين نمايشگاه مربوط به رابطه بين کوبيسم و فوتوريسم بود.
تاثير پذيری فوتوريست ها از کارهای اوليه پابلو پيکاسو و ژرژ براک، غيرقابل انکار است.
در سال 1912 نمايشگاه فوتوريست ها در پاريس گشايش يافت و آثار هنرمندان کوبيست در کنار فوتوريست ها به نمايش گذاشته شد. در آن جا بود كه آنان كارهای خود را در اساس متفاوت با تجربه كوبيست ها يافتند.

تفاوت های بين کوبيسم و فوتوريسم بيشتر از شباهت های آنهاست. کوبيست ها بيشتر طبيعت بيجان و چهره انسانی را به سبک خود نقاشی می کردند اما فوتوريست ها، سوژه های متحرک مثل اتومبيل، قطار، هواپيما، رقاص کاباره، دوچرخه سوارها، حيوانات و جمعيت شهری را می پسنديدند.
فوتوریسم ترسیم اشیاء و اشکال از زوایای گوناگون را از کوبیسم اقتباس کرده اما روش استفاده آنها از قلم مو و نحوه ترکیب رنگ ها در کارهايشان، متفاوت با نقاشان کوبيست بود.
فرانسوی ها و جنبش فوتوريسم
نمايشگاه فوتوريسم علاوه بر ايتاليا، خاستگاه های ديگر جنبش فوتوريسم از جمله فرانسه و روسيه را نيز معرفی می کند.
برادران دوشان(مارسل، ژاک و ريموند) از جمله هنرمندان فرانسوی بودند که با جنبش فوتوريسم در آغاز همراه شدند.
تاثير تکنولوژی بصری مثل عکاسی و راديوگرافی و علم رياضی در کارهای برادران دوشان در اين دوره کاملا هويداست. تاثيری که به عنوان بازتاب وضعيت های گوناگون شعور خودآگاه در کارهای آنها مطرح بود.
تابلوی بازيگران شطرنج اثر مارسل دوشان نمونه ای از اين گرايش است.

اما علاوه بر برادران دوشان، هنرمندان ديگری نيز بودند که گرايش های فوتوريستی را می توان در کارهايشان مشاهده کرد. هنرمندانی چون فرنان لژه، رابرت و سونيا دلونی و فرانسيس پيکابيا که گيوم آپولينر شاعر آوانگارد فرانسوی آنها را تحت عنوان اورفيسم(Orphism) دسته بندی کرد. عنوانی که از نام اورفه شاعر و آهنگساز اسطوره ای يونان گرفته شده بود و به اين جنبش خصلت شاعرانه ای می بخشيد.

از ميان اين هنرمندان، فرنان لژه به تحسين فوتوريست های ايتاليايی پرداخت و نقاشی هايی به سبک آنها خلق کرد. تابلوهای «عروسی» و « تضاد فرم ها» که لژه در سال 1912 و 1913کشيد، بيشتر ويژگی های فوتوريستی را در بر دارد. در حالی که رابرت دلونی به رد نقاشان ايتاليايی پرداخت و هرگونه تاثيرپذيری از آنها را انکار کرد و خود مدعی به وجود آوردن اين جنبش شد. نقاشی «فرم های دوار»، « برج ايفل» و « تيم بسکتبال کارديف» اثر رابرت دلونی، نمونه هايی از نقاشی به سبک اورفيسم است که در اين نمايشگاه ارائه شده است.
فوتوريسم روسی
در مارس 1909 بيانيه شعر فوتوريسم و در سال 1912 بيانيه نقاشی فوتوريست ها به زبان روسی ترجمه شد و بدين گونه باعث به وجود آمدن سبک کوبو فوتوريسم در روسيه گرديد. ميخائيل لاريانوف، ناتاليا گونچاروا، الکساندرا اکستر و کازيمير مالويچ از جمله نقاشان روسی بودند که بيانيه فتوريست های روسی را انتشار دادند. آنها نيز همانند همتاهای ايتاليايی خود در اين بيانيه به ستايش از سرعت، حرکت و جلوه های متنوع تمدن صنعتی مثل اتومبيل، قطار و هواپيما پرداختند.
هنگامی که مارينتی در ژانويه 1914 برای سخنرانی به مسکو دعوت شد، اين کار با مخالفت شديد هنرمندان فتوريست روسی مواجه شد. آنها در اعتراض به حضور مارينتی، چنين واکنش نشان دادند:
« زانو زدن در برابر مارينتی، خيانت به نخستين قدم هنر روسی در مسير آزادی و افتخار است.»
حركت ، جنبش و سرعت که از مشخصه های اصلی آثار فوتوريستی است، در آثار نقاشان فوتوريست روسی نيزجلوه گر شده است. اين هنرمندان برای القا سرعت و حرکت، از توالی وتكرار اشکال و فرم ها در کارهايشان استفاده می کردند. اين توالی و تکرار را به خوبی می توان در نقاشی «دوچرخه سوار» اثر ناتاليا گونچاروا نقاش فوتوريست روسی مشاهده کرد. تکرار شکل چرخ در اين تابلو، به خوبی سرعت و حركت را القا می کند.

فضاهای تکه تکه شده شهری، به کار گيری فرم های هندسی و استفاده خيره کننده از رنگ ها از مشخصات کوبو فوتوريسم روسی است که در نقاشی « شهر در شب»(1913) اثر الکساندرا اکستر بازتاب يافته است.
فوتوريسم انگليسی
عليرغم توسعه عظيم صنعتی در بريتانيا، جنبش فتوريسم در اين کشور، پيروانی نيافت.
بخش ديگری از نمايشگاه فوتوريسم به نمايش آثار سی آر دبليو نوينسن و ديويد بومبرگ، تنها نقاشان فوتوريست بريتانيايی اختصاص داشت.

فوتوريسم و جنگ
بخش ديگری از اين نمايشگاه مربوط بود به رابطه بين فوتوريسم و جنگ.
فوتوريست های ايتاليايی، هنرمندانی جنگ طلب و از مدافعان و حاميان شرکت کردن ايتاليا در جنگ جهانی اول بودند.
مارينتی در مانیفست خود می نویسد: « هدف ما ستایش از جنگ ـ این تنها مایه سلامتی جهان ـ نظامی گری، میهن پرستی و اقدام نابودگرانه آنارشیست ها است، یعنی ارج گذاری بر این ایده های زیبا که انسان جان خودش را فدای آنها می کند ».
به همين دليل بسياری از هنرمندان فوتوريست اروپايی مثل بوچيونی، ريموند دوشان، فرنان لژه و نوينسن به طور داوطلبانه در جنگ جهانی اول شرکت کردند. برخی از آنها مثل بوچيونی در اين جنگ جان خود را از دست دادند و برخی مثل ژرژ براک زخم های عميق برداشتند.

نوينسن نقاش فوتوريست انگليسی در ياداشت های خود از جنگ می نويسد:
« سه ماه گذشته را من در جبهه های فرانسه و بلژيک در ميان خون، زخم، تيفوس، تعفن، اندوه و مرگ سر کردم.»
هنگامی که نسل اول فوتوريست ها در جبهه های جنگ جهانی اول جان باختند، نسل دوم فوتوریست های ايتاليايی همراه با مارینتی به فاشیسم موسولینی پيوستند.
بيشتر آثار نقاشان فوتوريست در سال های 1914 و 1915، درونمايه ای جنگی و حماسی دارد. تابلوهای «قطار صليب سرخ» اثر جينو سورينی، «تظاهرات ميهن پرستانه» و « شکل ها فرياد می زنند زنده با ايتاليا» و «خطرات جنگ» اثر جياکومو بالا، نمونه هايی از آثار فوتوريستی اين دوره اند که به ستايش جنگ پرداخته اند.

پايان فوتوريسم
جنبش فوتوريسم از ايتاليا شروع شد، اما به سرعت در سرتاسر اروپا گسترش يافت، اما چندان نپائيد و خيلی زود از هم فروپاشيد.
فوتوريسم با اينکه مکتب کم عمری بود و تنها در فاصله بين سال های 1909تا 1915 دوام داشت اما مکتب تاثيرگذاری بود که توانست بسياری از شاعران، نويسندگان و نقاشان اروپا را جذب کند و تحول عميقی در ادبيات و هنر مدرن به وجود آورد.

فوتوريسم بعد از فروپاشی، در قالب سبک ها و مکتب های هنری آوانگاردی چون دادائيسم، کوبيسم و سورئاليسم به حيات خود ادامه داد و الهام بخش هنر آوانگارد و مدرن در سراسر جهان گرديد.
اما در حالی که بنيان گذاران فوتوريسم، هدف خود را رها کردن نقاشی و هنر از اسارت موزه ها عنوان کردند، با اين حال آثار آنها امروز به عنوان آثاری تاريخی و ارزشمند در موزه های جهان نگهداری می شود.