برخی گمانه زنی ها در باره شماره چهارصد مجله فيلم
مدت هاست که مجله فيلم به دستم نمی رسد و در طی اين سال های زندگی در غربت، تنها يکی دو دوره آن به طور مرتب به دستم رسيده اما به دلايلی ديگر نتوانسته ام آبونمان خود را تمديد کنم و لذا در سال های اخير تنها از طريق وب لاگ های سينمايی برخی دوستان سينمايی ام مثل هوشنگ گلمکانی(فيلم نوشته ها) و بهروز تورانی(فانوس خيال) و يا سايت خود اين مجله، از محتوای شماره های جديد آن به صورت فهرست وارد باخبر شده ام. بنابراين شماره چهارصد مجله فيلم را هنوز از نزديک نديده ام و اين يادداشت را صرفا بر مبنای همان معرفی کوتاهی که از محتوای اين شماره در سايت مجله فيلم آمده، می نويسم.
مجله فيلم در شماره چهارصد خود، به شيوه مجله معروف سينمايی سايت اند ساوند، از 92 منتقد، مترجم و نويسنده سينمايی ايرانی در باره بهترين فيلم های ايرانی و خارجی عمرشان نظرخواهی کرد. من جزو آن 92 نفر نيستم چرا که مجله فيلم و سردبير مهمان آن اصلا از من برای شرکت در اين نظرخواهی دعوت نکردند و نخواستند که من نيز با مسافران اين به اصطلاح خودشان، « کشتی روياها» همسفر شوم. اين موضوع، فارغ از اينکه آيا اساسا به اين گونه نظرخواهی ها و انتخاب ها اعتقاد دارم يا نه و شرکت در آنها را موثر و ضروری می دانم يا نه، کنجکاوی مرا برانگيخته و ذهن مرا مشوب کرده که واقعا چرا دوستان مجله فيلم، هنگام اين نظرخواهی نام مرا از قلم انداخته اند. اين کنجکاوی زمانی افزايش يافت که برخی از دوستان منتقد از جمله حميدرضا صدر عزيز زمانی که در فستيوال لندن بود از من پرسيد که چرا در نظرخواهی مجله فيلم شرکت نکردی و من که کاملا از وجود اين نظرخواهی بی خبر بودم پرسيدم کدام نظرخواهی؟ من اصولا آدم بدبينی نيستم و به تئوری توطئه نيز اعتقاد ندارم و همين دليل نمی خواهم حتما فرض را بر اين بگذارم که اين بی اعتنايی عمدی بوده بلکه به جای آن دوست دارم به وجود برخی احتمالات در اين زمينه بينديشم:
1- مجله فيلم و سردبير مهمان آن اصلا نام شخصی به نام پرويز جاهد را نشنيده و نمی دانند که او احتمالا منتقد يا نويسنده يا مترجم است و احتمالا در باره سينما می نويسد.
2- مجله فيلم و سردبير مهمان آن نام مرا احتمالا شنيده اند اما مرا جزو منتقدان، نويسندگان و مترجمان سينمايی به حساب نياورده و لايق همسفری با سرنشينان « کشتی رويايی» خود ندانسته اند.
3- مجله فيلم و سردبير مهمان آن می دانند که شخصی به نام پرويز جاهد وجود داشته که سال ها قبل در نشريات فرهنگی، ادبی، هنری و سينمايی طراز اول اين مملکت مثل دنيای سخن، کلک، آدينه، فصلنامه فارابی، صنعت و سينما، سينما و مردم، گزارش فيلم، جامعه، طوس، شرق، عصر آزادگان، اعتماد و گاهی نيز همين مجله فيلم می نوشته اما اکنون به دليل اينکه ديگر برای آنها نمی نويسد يا اينکه بسياری از اين نشريات به ياری سانسور ديگر وجود ندارند و مرده اند، پس او نيز در واقع از نظر آنها وجود ندارد و احتمالا مرده است.
4- مجله فيلم و سردبير مهمان آن، نوشتن مستمر برای رسانه های خارج از کشور و سايت های بين المللی و فعالی چون بی بی سی و راديو زمانه را اصلا نوشتن به حساب نمی آورند چرا که احتمالا درک محدودی از تعريف رسانه و نقد فيلم در جهان امروز دارند و احتمالا به نظر آنها، نويسنده و منتقد سينمايی کسی است که تنها برای نشريات چاپی داخل کشور بنويسد(حضور برخی نويسندگان و منتقدان ايرانی مقيم خارج مثل پرويز دوايی، بهروز تورانی و حميد نفيسی در اين نظرخواهی تا حدی اين گمان را باطل می کند اما بايد توجه داشت اين نويسندگان هنوز گاه گاهی برای مجله فيلم مطلب می نويسند يا به نوعی با آن همکاری دارند).
5- مجله فيلم و سردبير مهمان آن، تنها به سراغ کسانی که به عنوان منتقد و نويسنده و مترجم می شناخته يا نامشان را شنيده بود، رفته اند و به خود زحمت نداده اند که در مورد کسانی که نمی شناسند، تحقيق کنند.
6- مجله فيلم و سردبير مهمان آن مرا می شناخته و به عنوان نويسنده يا منتقد يا مترجم قبول داشته اما به هيچ شکلی به من دسترسی نداشته اند و لذا نمی توانسته اند از من برای شرکت در اين نظرخواهی دعوت کنند( اين احتمال نيز بسيار ضعيف است چرا که به گمان من سردبير و تعدادی از نويسندگان اين مجله و همين طور بسياری از کسانی که از آنها نظرخواهی شده، در طی اين سال ها به شکل های مختلف با من در تماس بوده اند و حداقل آدرس ای ميل مرا داشته اند.)
7- همه گمانه زنی ها و احتمالات بالا غلط است. احتمالا مجله فيلم و سردبير محترم آن نام مرا در آخرين لحظه از فهرست خود خط زده اند.
اين نوشته مجيد اسلامی هم در وب لاگ
هفت و نيم در اين زمينه خواندنی است.
Posted by parvizj at November 23, 2009 3:25 AM
| TrackBack